shohada004.jpg

 

 

ما دچار تن خویش ماندیم

 

پشت تشویش و تردید ماندیم

دسته ای را جنون رهنما شد

بند از بال آن دسته وا شد

مرغکانی که گفتند سرمست

چهار تکبیر بر هر چه که هست

مرغکانی سبکبال چون باد

رحمت حق بر اهل جنون باد

مرغکان نه عقابان مغرور

تهمت از ساحت پاکشان دور

آسمان را مناسب که دیدند

تا فراسوی رفتن پریدند

ما که گنجشکانی حقیریم

به که در حسرت خود بمیریم

بال بود و قفسگیر ماندیم

در هوایی نفسگیر ماندیم

بال ما بال نه خود وبال است

بال در حال پرواز بال است

ما جماعت گره گیر خویشیم

سالها محو تصویر خویشیم

دسته ای را که گفتم سفر برد

هر که رفت از بلا جان به در برد

ما چنان معضلی کهنه ماندیم

سال نو شد ولی کهنه ماندیم

پیشتر ها سرانجام طی شد

حال اردیبهشتانه دی شد

پای ما گرچه که بی هدف نیست

فرصت کربلا و نجف نیست

آن بنا گوش مدهوشمان کرد

نوکر حلقه در گوشمان کرد

دوره ی عشق های مجازی است

مطربا تعجب وقت شیرین نوازی است

دوره ی کاکل دختران است

عیش و نوش ز ما بهتران است

سرد شد نغمه ی شور در ما

مرد آن دوره ی دور در ما

عده ای را جنون بال و پر داد

ذوق رفتن توان سفر داد

ما ولی عقل اندیش ماندیم

ما دچار تن خویش ماندیم

/ 0 نظر / 11 بازدید