يه خداحافظيه طولانی

  بسمه تعالی

 دفتری که سالها ورق بخوره و کمکی افزون بر اطلاعاتم بهم نکنه 

همون بهتر که نباشه.

 اين دفعه نمی خوام بگم : ميرم برای چند روز يا چند هفته يا چند ماه.اين بار ميرم تا وقتی که

قدری مطمئن بشم امام زمانم ازم راضيه.اون وقت ميام و به نيت آقام قلم به دست ميگيرم.

برام دعا کنين تا بتونم موفق بشم.

از همه شما هم که نسبت بهم لطف داشتين کمال تشکر رو دارم.از همتون اندازه ی همه ی

عمرم مطلب ياد گرفتم. البته فکر نکنين از دستم خلاص ميشين.نه خير ميام سر ميزنم.از قلم

شما خوبان استفاده ميکنم.اميدوارم دنيا هيچ کدومتونو وابسه نکنه به خودش.

موفق باشين وپيروز.

 

                               خدانگهدارتون

                               التماس دعا

  
نویسنده : نرگس حسینی ; ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٦

ان تقرضوا الله ...

اِن تقرِضوا الله قرضاً حسنا يُضاعِفه  لكم 

 

ويغفر لكم  والله شكورٌ حليم.۱۷تغابن

 

"اگر به خدا قرضي نيكو بدهيد  خدا آنرا برايتان چند برابر

 

ميكند و شما را مي آمرزد  و خدا شكر گزار و بردبار است."

 

هر روز صبح كه از خونه ميام بيرون همسايمون ميره سر

 

كار، دم دركه ميرسه از ماشين پياده ميشه و صدقه ميندازه  و

 

ميره.و من هرروز صبح به اين آيه فكر ميكنم  و به زندگي

 

همسايمون كه چه قدرراحتن و قانع.هر وقت ببينيشون انگار

 

تازه با هم آشنا شدن  و تا حالا از هم دلخوري نداشتن.

 

ياد فرموده ي پيغمبر ميفتم كه:

 

 

فقر را با صدقه  و بخشش درمان كنيد.

 

بيشتريا فكر ميكنيم كه اگه يه روز ۱۰۰تومن صدقه بديم بايد

 

اون روز كارامون بر طبق روال باشه و روز خوبي داشته

 

باشيم و غافل از اينكه همون روز والدينمونو ناراحت كرديم.

امام باقر مي فرمايند:

 

نيكي كردن و صدقه ي نهاني فقر را از بين مي برد.

 

قرض فقط پول نيست.

 

 

همين كه صبح با لبخند به پدر و

 

 

مادرمون از خونه بزنيم بيرون قرضه.

 

 

همين كه با يه شاخه گل دلشونو به دست بياريم

 

 

قرضه.محبت؛عشق؛نگاه زيبا و كمك كردن همشون قرضن.

 

آقاي محترم كه سر كار عصبي شدي وقتي مياي خونه

 

مي دوني اگه با لبخند به همسرت دلشو شاد كني خدا چند جا

 

دلتو شاد مي كنه؟خانمي كه به هر دليلي ناراحتي مي دوني

 

 

اگه وقتي همسرت به خونه مياد با لبخند  و خوشرويي جلوش

 

 

بري چه قدر خستگي از تنش بيرون كردي؟

 

 

 

امام علي (ع) مي فرمايند:

 

 

هر كه به خدا توكل كند خداوند كفايتش كند و هر كه از خدا

 

 

بخواهد خداوند به او عطا كند هر كه به خدا وام دهد خداوند

 

 

آنرا باز پس دهد و هر كه خدا را سپاس گويد خدا به او

 

 

پاداش دهد.

اينا همه قرضه اما حيف كه ما غافليم.

  
نویسنده : نرگس حسینی ; ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸٦

 

تا حالا زياد پيش اومده دعا كنيم و بگيم:خدا جون نوكرتم فلان چيزو بهم بده از خجالتت

 

درميام. يا نه!مودبانه تر ميگيم:خداي عزيزم فلان چيزو اگه ميشه بهم بده منم ديگه گناه

 

نمي كنم.بعضي وقتا هم دعوا مي كنيم:خدا يعني چي؟مگه من چه گناهي كردم كه فلان

 

چيزو بهم نمي دي؟ اما تودلمون ميگيم:اي بابا آخه چه جوري ميشه تو اين وضعيت فلان

 

چيزو بهم بده مگه ممكنه؟!!انگارنمي دونيم كه خدا ميگه:عزيز دلم،بنده ي من:و قال ربكم

 

ادعوني استجب لكم ان الذين يستكبرون عن عبادتي سيدخلون جهنم داخرين 60/غافر

 

يه بار دعا مي كنيم ديگه يادمون ميره كه چي خواستيم غافل از اينكه بدونيم خدا گفته:يا

 

ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا.اصلا دعامون هم براورده نشه حديث پيغمبر(ص)

 

شامل حالمون ميشه كه فرمودند:زياد دعا كنيد زيرا دعا پيشامد بد را دفع مي كند.

 

بابا!!اين دعا رو كنار نزار مگه نمي دوني پيغمبر چي گفتن؟:همانا خدا بنده اي را كه در

 

دعا اصرار مي كند دوست دارد.مي فرمايند:كسي كه دوست دارد خداوند موقع سختي و

 

گرفتاري دعايش را مستجاب كند بايد در موقع آسايش زياد دعا كند.

 

برادر من ، خواهر من :خدا با همه ي  وجودش صدات مي كنه ميگه:و اذا سالك عبادي

 

عني فاني قريب اجيب دعوة الداع اذا دعان فليستجيوا لي و ليومنوا بي لعلهم يرشدون.

 

186/بقره مي دونستي خدا ميگه:قل ما يعبا بكم ربي لولا دعاءكم فقد كذبتم فسوف يكون

 

لزاما:بگو اگر دعاي شما نباشد پروردگارم هيچ اعتنايي به شما نمي كند در حقيقت شما به

 

تكذيب پرداخته ايد و به زودي [عذاب با شما] قرين خواهد بود.

 

سرتونو درد نيارم يه حديث كه دلم نيومد نگم از امام علي (ع):محبوب ترين كار نزد خدا

 

در دنيا دعاست.

 

         اللهم اجعلني من الذين اذا احسنوا استبشروا و اذا أساوا استغفروا.

 

  
نویسنده : نرگس حسینی ; ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ تیر ،۱۳۸٦

 

بعضی آدما تو زندگیشون یه گناهایی دارن که برای اون اشک می ریزن و تو به

 

می کنن؛اما بعضیا حتی فکر اشک ریختنم نمی کنن.

 

خدا نکنه مصداق حدیث امام صادق(ع)بشیم که:به امام صادق(ع) گفتند : برخی از

 

دوستان شما گناه می کنند و امیدوار هم هستند.فرمودند : دروغ می گویند! دوستان ما

 

 نیستند بلکه آرزوها فریبشان داده است.هر کسی به چیزی امید دشته باشد برای

 

آن تلاش می کند و اگر از چیزی بیم داشته باشد از آن می گریزد.

 

بد نیست این آیه رو تو ذهنمون داشته باشیم : اِن یَنصُرکُمُ الله فَلا غالِبَ لَکُم و اِن یَخذُلکُم

 

فَمَن ذَالََّذی یَنصُرکُم مِن بعده وَ عَلی الله فَلیَتَوَکَّل المومنون.60 آل عمران

 

چه قدر قشنگ گفت بزرگ مرد تاریخ طباطبایی : در شگفتم از کسی که در

 

جستجوی گمشده ی خود بر می آید، در حالی که خودش را گم کرده و در جستجوی آن

 

 برنمی آید! در شگفتم از کسی که خود را نمی شناسد، چگونه ممکن است پروردگار

 

خویش را بشناسد.

 

و ما چه قدر جفا کردیم که فرمود : و لَئن اَذَقنا الانسانَ منّا رحمة ثُمَّ نَزَعنا منه انّه

 

 لَیئوسٌ کفور.۹هود

 

                                                           

 

 

این همه پیغمبر و امام اومد که بگه:

                                                  بابا آدم؛آدم باش!!!

 

  
نویسنده : نرگس حسینی ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ خرداد ،۱۳۸٦

 

                            

 

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار و در را روی پیامبری باز کرده

 

بود که هر صبح پیش از مسجد می آمد که بگوید:"پدرت فدایت دخترم!"

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار و در را روی پیامبری باز کرده

 

بود که هر غروب می آمد که بگوید:"شادی دلم"،"پاره ی تنم"

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار و در را روی پیامبری باز کرده

 

بود که می خواست برود سفر و آمده بود زیر گلوی اورا ببوسد.

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار و در را روی پیامبری باز کرده

 

بودکه پی "کسای یمانی"می گشت تا در آن آرامش یابد.

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار و در را روی پسرش حسن(ع)

 

بازکرده بود "جدت زیر کساست؛برو نزدیک"

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار وبه حسین(ع)خسته از راه

 

آمده؛گفته بود"نور چشمم،میوه ی دلم،جد و برادرت زیر کسایند.

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار و در را روی علی(ع)باز کرده

 

بود.روی علی(ع) که بی تاب می گفت:"بوی برادرم محمد(ص)می آید".

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار یعنی آیا در را روی جبرئیل

 

خودش باز کرده بود؟

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار وتنها گلیم زیر پایش را

 

بخشیده بود.

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار و گردنبند یادگاری را کف

 

دستهایش دراز کرده بود سمت فقیری که از این همه سخاوت گریه می کرد.

 

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار وپارچه ای کشیده بود روی

 

سرش چون حتی چادرش را بخشیده بود.

 

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار وقرص نان را گرفته بود بیرون

 

 

 تا دست های مسکینی آن را بقاپد،بعد از گرسنگی روزه ی بی سحری چشم هایش

 

سیاهی رفته بود.

 

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار وقرص نان شب بعد را به دست

 

های یتیمی سپرده بود.و باز به اسیری.

 

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار و به صورت شرمنده ی زنی که

 

برای بار دهم سوالی را می پرسید لبخند زده بود.

 

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار و در را برای مردش باز کرده بود

 

که باز با دست خالی از راه می رسید و نگفته بود که چند روز است غذایش را به بچه ها

 

داده و خود نخورده است.

 

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار و در را روی چشم های خیس علی

 

باز کرده بود، روی مردی که جانش  و برادرش را از دست داده بود.

 

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار و شنیده بود همسایه ها بلند،طوری

 

که بشنود،می گویند:علی!او را ببر جایی دور از شهر،گریه هایش نمی گذارد شب بخوابیم.

 

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار و به بلال که ساکت و

 

محزون  آن پشت ایستاده بود گفت:دوباره اذان بگو؛من دلتنگم.

 

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار و در را روی علی باز کرده

 

بود  که می آمد تا برای سالهای طولانی خانه نشین باشد.

 

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود به همین دیوار و گفته بود"نمی گذارم

 

ببریدش".

 

ایستاده بود پشت همین در،تکیه داده بود  درست بر همین دیوار که ....!

                                                

 

                                                        التماس دعا دارم از همتون

  
نویسنده : نرگس حسینی ; ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٦

← صفحه بعد